تبلیغات
㋡ I♥Uرویای خیس ㋡ I♥U

㋡ I♥Uرویای خیس ㋡ I♥U

ღ مشکلم این است که دختری با نگاه متفاوتم ღ

هوووووی دهاتیه بی همه چیز؟اره مانی باتوام.غلطای زیادی کردی تاحالا به عشقم چیزی بت نگفتم ولی یه باره دیگه بخای پاپیچ عشقم بشی  یه جوره دیگه بهت نشون میدم.
ای بدبخت اولین پیامی که دادی تا اخرش منم نگاشون میکردم.اخه به تو هم میشه گف ادم؟؟؟؟؟اگه یه بار به ادم بگن گورتو گم کن ینی هرررری.تو ببین چی هستی که بهت صدباره میگه صاحب دارم تو هم عینه.....میای بازم پیام میذاری.
اخوی برو پوله نداشتتو به اون دخترای ده خودتون رخ بکش نه به منو عشقم که اگه اراده کنیم به تو و همه ی زندگیت یه چک کوچولو مینویسیم
تو اگه اصلو نسب داشتی ادرسه وبو اینحرفا داشتی.نه اینکه عینه اون پسرای خیابونی بیافتی دنباله دختره ولیعصری..
برو دیگه اسمتم نبینما.این محترمانه ترین شکلی بود بود که باهات حرفیدم
اگه تا حالا خفت نکردم فقطه فقط بخاطر عشقم بود که نمیخاستم وقته پر ارزشمو که میتونستم به فرشته ی خودم بدم  به توی از پشت کوه در اومده اختصاص بدم...فهمیییدی؟؟؟؟؟
حالا دمتو بذار رو کولتو برو گم شو

بسلامت...



[ دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ رویا ]

[ نظرات() ]


و سلاااااااااااام به همگی ازاینکه این مدت نبودم معذرت میخوام لطفا به اون یکی وبلاگم هم سربزنین .پایین نظرهاتونم آدرس یانوشته ای بذارین تابتونم جوابتونو بدم و شرمنده نشم

http://uploadboy.com/qwmfykf0ti6z.html



[ یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ رویا ]

[ نظرات() ]





[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ رویا ]

[ نظرات() ]


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

آنقــدر مــــرا سرد کـــرد ؛

از خــــودش .. از عشـــق

کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ، یــــخ بستــه ام!

آهــــای !!! روی احســاســم پــا نگذاریــد

لیـــز می خوریــد…



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ رویا ]

[ خطـــــ خطـــــــــــــی() ]


سلام...این بار سلامی نه از جنس دل تنگی و حسرت و انتظار...سلامی از جنس

پریشونی یه قلب تنهــا...یه قلب تنها که تنها یه هق هق شبونه جورشو می

کشه...این بار باور کن...این یه قصه نیس...ریزش برگ های زرد خیال نیس ،تو کوچه پس کوچه های دل تنگی یه دخترتنها...


ضربانشو حس کن...ضربان سردرگمی یه قلب تنهـا، یه فکـر آشفـته تو سیـاهی بر باد

رفتن آرزوهایی که هر شب تو خیالش رنگی میکرد...

یه حس غمناک با یه بغض فـروخورده تو گلوش و یه کاغـذ خیس از آرزوهـایی که با تموم

وجودش هر روز از بر می کرد...آرزوهای قشنگی که آسمـون رویاهاشو مملو از ستـاره

می کرد...ستاره هایی که کم سو شدن تو یه غروب غم انگیز پریشونی...

گردباد دلهـره و اضطراب دریای آروم آرزوهاشو طوفانی کرد...آسمون نیلی رویاهاش به

یک باره تیره شد...تیره شد از ابرهای سیاه آشفتگی...

اونقد تیره شد که رعد و برق یاس و نومیدی،بیستون امیدشو لرزوند و بارون سرد

حسرت آرزوهاشو شست...

مث یه ماهی تنها و سردرگم تو آب گل آلود آرزوهاش می غلتید و رویای دریایی شدن

روبه مرداب آرزوهاش می سپرد...مث یه گلبرگ نوشکفته که تو اوج بهار زندگی زرد شد

و از ریشه جدا شد...مث یه آواز نخونده تو گلوی پرستوی کوچیکی که از سرما رو درخت

بی شاخ و برگ آرزوها یخ زد...

ضربانشو حس کن...نبض آشفتگی دخترکی تنها تو کوچه پس کوچه های غریب وخاکستری زندگی...نبض آشفتگی من...

نظر یادتون نره

 



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ رویا ]

[ خطـــ خطــــــــــــــی() ]




خدایا..این سرنوشتی که برام بافتی،قسمت یقش یه خورده تنگه

قربون دستت شلش کن،دارم خفه میشم
...

[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ رویا ]

[ خطــ خطـــــــی() ]



جــــــســـــــارت مــــــے خـــــواهـــــد ؛

نزدیڪــ شدن به افڪار دخترے ڪہ روزها مـردانــہ با زندگــے مـے جـنگـد ،

اما ... شب ها بـالـشـش از هـــق هـــق هـاے دخترانــہ خیس است !



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ رویا ]

[ نظرات شما() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه